روزهاي سال داشته باشند. برخي اميران هم دچار همين بيماري بودند؛ آنان تصور ميكردند داشتن يك مجموعه، يك راست آنان را به بهشت خواهد برد و عجيب است كه اغلب اين دارندگان مجموعههاي متبرك آدمهاي بيمسلكي بودند. برخي عبادتگاهها يا نمازخانههاي سلطنتي حاوي صدها و گاه، هزاران قطعه اشياي متبرك بودند و صورت اشياي قديمي كه بر جاي مانده است، بهترين نشانهٴ روحيهٴ خرافي است كه موجب گردآوري آن مجموعهها ميشد.
تكريم آثار متبرك تأثير شگرفي بر هنرها داشت. بيشك، لازم بود ظرفهاي خاصي براي آن اشيا ساخته شود و همه مايل بودند اين ظرفها هرچه زيباتر باشد؛ معمولاً آنها از گرانترين مصالح ساخته ميشدند و غالباً اشياي بسيار زيبايي بودند. در موزههاي بزرگ، بسياري از آنها را ميتوان ديد. برخي كليساها آنقدر آثار متبرك داشتند كه اتاقهاي ويژهاي را به آنها اختصاص داده بودند و آن اتاقها خود بهصورت ظرفهاي اشياي متبرك بزرگ درآمده بودند. چنين جايي را در سنت شاپل پاريس، كليساي سنت اورسولاي كلن، كازا سانتا دو لويولا در آزپيتيا، گيپوزكوا ميتوان ديد (اسيريس، ش 5، ص 87).
سوءاستفادهاي كه ناگزير بر اثر ضعفهاي انساني نسبت به تكريم آثار متبرك پديد آمد، مورد انتقاد برخي افراد شجاع قرار گرفت، مانند گيبر نوژاني (دوازدهم ـ 1)؛ ولي رويهمرفته كليسا بيشتر آماده بود تا آن را تشويق و از آن بهرهبرداري كند، نه اينكه موجب پيشگيري شود.
9. دفاعيات. در بخش فرعي هفتم از بخش دوم، در فصل اول اين جلد شرحي از آثار مربوط به دفاعيات در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم، عرضه شد كه عيناً در مورد نيمهٴ دوم، هم صادق است.
نوشتههاي ضداسلامي همچنان انتشار مييافت تا روح صليبي را زنده نگه دارد. همچنين، وحشت از تركان دشمني با اسلام را افزايش داده بود، ولي در آن آثار هيچ نوآوري ديده نميشد و هنوز برجستهترينش كتاب ريكوردو ديمونته كروچه (سيزدهم ـ 2) بود. بدبختانه مسيحي عادي، حتي تحصيلكردهاش، معلوماتش را دربارهٴ اسلام يا پيامبر اسلام از كتابها كسب نكرده بود، بلكه بيشتر از افسانههايي بهدست آورده بود كه صليبيان و ديگر ماجراجويان با خود آورده بودند و نظرياتش در آن موارد موهوم بود. او آمادگي آن را داشت كه پيامبر اسلام را يك ((بُت)) بپندارد، يا او را ملحد، فريبكار، دجال و غيره بداند و هر نوع قصهاي، نهتنها قصههاي بدخواهانه، بلكه احمقانه، دربارهٴ او رواج داشت. مثلاً داستان تابوت پيامبر، كه در هوا معلق بود به سدهٴ يازدهم، مربوط ميشود.
درمورد آثار ضد يهود بايد گفت كه نوشتههاي دو تن يهوديان نومسيحي، يعني جردم پاكدين و پولس بورگوسي آنها را تقويت كرد. وجود يهوديان مرتد موجب شگفتي نبود، چون نهتنها يهوديان مورد آزار مداوم بودند، بلكه بسياريشان را بهزور غسل تعميد ميدادند. عجيب آن بود كه مسيحيان يهودي شوند و من در سدهٴ چهاردهم، هيچ موردي را سراغ ندارم؛ ولي